خرید بک لینک
نمیدوونم از کجا شروع کنم به نوشتن . آخه خیلی وقته نبودم آرووم آرووم میگممن از سر کار درومدم. حقوقش کم بود و اذیت میشدم الکی. بعد چند وقت از رفتن مامان. ماهم مرخصی گرفتیم و چندروزی رفتیم تهران و خوش گذرونی و خونه داداشم و ی لباس نینی برای نینیشون که هنوز به دنیا نیومده بردیم. وای داداشم تا صبح بوش میکرد لباسو بعدشم مستقیییم رفتیم خرم آباد. آهااان یادم رفت بگم مایکروفر و بخاری گرفتیم من علی جونمم و البتاه لباس شیک برای جفتمون و لباس مشکی برای محرم. رفتیم خرم آبادو اونجا بودیم ده روز و محرمی بود تو هیئت و عزاداری بودیم تقریبا وقتمونو. و بعد برگشتیم خونمون.

برچسب: نویسنده: محمد حسنی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 8:12

عزییز دلم

منو ببخش حلالم کن بخاطر بداخلاقی هایی که گاهی میکنم و زندگیمونو بهم میریزیم

گاهی دلتنگی که بهم فشار میاره سر تو خالی میکنم.

ممنونم که همیشه کنارمی. خیلیی دوست دارم عشق مهربونم

برچسب: m,n,l,0,meaning,com,mm,i,k,ok meme, نویسنده: محمد حسنی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 8:12

سلاااام

خیلییی وقته سر نزدم ینی نتوونستم بنویسم

اما بجاش تو دفترم نوشتم. اما میام و مینویسم .

دلتنگ وبلاگم شدم. شدیید

برچسب: نویسنده: محمد حسنی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 8:11

صفحه بندی